دوتا اوا خوردن به هم. یکیشون گفت بیا قایم موشک بازی کنیم.هرکس اون یکی رو پیدا کرد ترتیبش و بده. اون یکی گفت باشه.حالا من میرم چشم میزارم ، اگه پیدام کردی تو من و ... اگه پیدامنکردی زیر پله هام ...
بچه تركه ميره پيش باباش با ناراحتي ميگه: بابا چرا به ما ميگن ترك خر؟
تركه ميگه اگه واقعا" ميخواي بدوني بدو برو يه قابلمه بيار! بچهه ميره يه قابلمه مياره ميده به باباهه! باباهه قابلمه رو ميگيره چند تا ميزنه پشت قابلمه! بچهه كه صدا رو ميشنوه ميگه: بابا دارن در ميزنن! تركه ميگه خري ديگه! فهميدي چرا به ما ميگن ترك خر!.... ناراحت نشو بابا! حالا بيا اين قابلمه رو بزار سر جاش در رو هم باز كن ببين كيه بود در زد!!!!!!!
يه تركه و يه آمريكاييه و يه انگليسيه داشتن تو يه كنفرانس علمي در باره پيشرفتهاي علمي كشورشون صحبت ميكردن. آمريكاييه ميگه: ما يه موشك ساختيم كه دقيقا وسط ماه فرود مياد. ميگن: دقيقا وسط ماه؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب اينورتر. بعد انگليسيه مياد ميگه: ما يه سفينه فرستاديم وسط مريخ. ميپرسن: درست وسطش؟ ميگه: نه، تقريباً يه وجب اينورتر. نوبت تركه ميرسه، هر چي فكر ميكنه چيزي به نظرش نميرسه، آخرسر ميگه: ما تو كشورمون با چشمامون غذا ميخوريم! همه ملت كف ميكنن، ميگن يعني چي، مگه ميشه؟ يعني واقعا با چشماتون غذا ميخورين؟! تركه ميگه: نه، حدوداً يه وجب پايين تر
ببخشيد! دهن ما رو بالاخره وا كردن! اهي! شونصد تا نومه فرستادين كه به تركا گير نده! جوك تركي نگو! بابا بي ظرفيتا! اينا جوكه جوك! خود من يه رگم تركه! يعني فقط بايد جوك رشتي بگم! بابام جان يكم چشماتونو وا كنيد! اينقده غيرت تركي تون رو به رخ ساير قومها نكشين! بيشتر بهتون ميخندنا!!!!!!
+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 14:18  توسط علیرضا
|
يه روز يه تركه ميره خونه رفيقش .وقتي ميخواد بلند بشه بره رفيقش ميگه حالا كه ظهره نهار رو بخور بعد برو. تركه ميگه باشه . نهار رو ميخوره بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه آخه با معده پر كجا ميري ؟ يه چرت بزن بعد برو. تركه ميگه باشه .يه چرت ميزنه بعد بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه بشين يه دست تخته بزنيم بعد برو. ميگه باشه. يه دست تخته ميزنه بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه الان كه شب شده شام رو بخور بعد برو. تركه ميگه باشه. شام رو
ميخوره بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه اين موقع شب كجا ميخواي بري ؟ بخواب صبح برو. تركه ميگه باشه. ميخوابه صبح بلند ميشه بره رفيقش ميگه صبحانه چي؟ تركه ميگه نه ديگه مرسي زن و بچه تو ماشين منتظرند
رشتيه ميخواست بره تهران، دوستاش بهش ميگن: تو هيچ شرايطي قزوين توقف نكن! قزوينيا آدماي پست و بي شرفي هستن! يه موقع گول نخوري اونجا توقف كني...
خلاصه رشتيه راه ميفته! از اونجاييكه ماشينش با ماشين مراد برقي توفيري نداشت، درست وسط شهر قزوين خراب ميشه... ميره پايين كاپوت رو ميزنه بلاا و شروع ميكنه به ور رفتن... يه قزوينيه مياد بهش كمك ميكنه، با كلي زحمت ماشين رو راه ميندازن... از اونجاييكه شب شده بود، قزوينيه رشتيه رو ميبره خونه، يه پذيرايي عالي ميكنه و صبح هم تا دروازه قزوين با رشتيه مياد جهت بدرقه!
تو تهران از رشتيه مپرسن چرا دير كردي، ماجرا رو تعريف ميكنه و ميگه: والله اين قزوينياي بدبخت الكي بدنام شدن، اينقده مردمون خوب و مهمون نوازين كه نگو! كلي به من كمك كردن، منو بردن خونشون، بهترين غذا، بهترين پذيرايي، بهترين مشروب، بهترين جاي خواب... خيلي خوش گذشت.... فقط يه تفاوت داشت با جاهاي ديگه! من هميشه وقتي تو مشروب خوري زياده روي ميكردم سرم درد مي گرفت، اين بار ..... درد گرفت!!!!!!
+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 14:11  توسط علیرضا
|
قليان مونس تنهايی است...
روزهايی که تک می مانی ، روزهايی که در غم خود فرو می روی و شايد هم اگر عاشق باشی ، قليان است که با توست و قلقلش روح تو را آرامشی دوباره می بخشد...
و اما :
آداب و رسوم کشيدن قليان :
اولين رسمی که در قليان کشيدن بايد رعايت بشه اينه که قليونو بايد گروهی کشيد و بعضی تنهايی کشيدن اونو خوب نمی دونن ...(اينم بعد اجتماعی بودن قليلان!!)
دوم اينکه بايد اول بزرگترين فرد جمع شروع به کشيدن قليون کنه يا به عبارتی راهش بندازه و اگه بزرگتر خواست می تونه اين کارو به فرد ديگه ای منتقل کنه...
سوم اينکه قليان بايد دور بچرخه و نوبت رعايت بشه و هر کس نيابد از اول و وسط و آخر حلقه يکدفعه قاليونو بگيره...
چهارم طرفی که شلنگ قليونو از نفر قبلی می گيره بايد به يک نوعی از طرف مقابلش تشکر کنه.عموما اين تشکر زبانی نيست و با حرکت دست يا اينکه دست خودشو قبل از گرفتن شلنگ به دست طرف مقابلش بزنه انجام می شه ...
پنجم ٬ هر کس با توجه به تعداد نفراتی که قليون ميکشن بايد مقدار پک زدنشو تنظيم کنه و طوری نباشه که به قولی بقيه معطل بمونن...
ششم٬ همه افرادی که دور قليون نشستن بايد قليون بکشن ٬حتی به مقدار يک پک و اگر يک نفر اظهار کنه قليون نمی کشه به بقيه بی حرمتی کرده ...
هفتم٬ هيچ کس نبايد خود سر ٬دست به ذغال قليان و شلنگ آن و ساير قسمت های آن بزند و هر تغييری در آن بايد با رضايت اکثريت جمع باشد(آخر دموکراسی)...
هشتم ٬ با آتش ذغال روی قليان نبايد هيچ چيزی روشن کرد مخصوصا سيگار. روشن کردن سيگار به معنای توهين ناموسی به افرادی است که قليان می کشند و در بعضی از فرهنگ ها کسی که اين کار را می کند خونش پای خودش است.
نهم٬بر روی ذغال قليان نبايد جسم ديگری قرار داد يا روی آن آب ريخت.با اين کار ديگران می توانند از کشيدن قليان صرف نظر کنند.
ده٬قليان را بايد تا انتهای آن يعنی زمانی که تمام توتون آن سوخت کشيد.
يازده٬زمانی که احساس شد ذغال قليان جواب نمی دهد با توافق جمع بايد اقدام به عوض کردن ذغال آن کرد.
+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 13:56  توسط علیرضا
|
سلام دوستان من تو این پستم فقط یک چیزی میگم بعضی موقعها غرورتونو واجب بشکونین
اگه این کارو نکنین خیلی ضرر میکنین اینو از من گوش کنین حالا خود دانین اگه این کارو نکنین
شاید تا اخر عمرتون خودتونو نبخشین تا بعد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 16:39  توسط علیرضا
|
جنيفر لوپز و ما تحت سحر آميز ...
آخه تو خجالت نميکشي؟ حيا نميکني؟!! به خدا زشته ... عيبه ... خوبيت نداره .... نميگي در و همـــــسايه چي فکر ميکنن؟! جلف! بيشعور! كثافت! لجن!
ايشالا به حق امام مجيد باقالي شي ... ايشالا ميري حـموم کـف بره تو چشت ... ايشالا آب پرتقال صوبت دير شه ... چه حرفا!؟ چه چيزا؟! به حق چيزاي نشنيده! آخرالــزمان شـده! ببخشيدا! روم به ديوار! گلاب به روتون! آخه كون هم بيمه كــردن داره؟!!! ميگن جنيفر لوپز ما تحتشو ??? ميليون دلار بيمه كرده! ميگن خوش تركيبه ... جذابه! بابا مال منم خوش فرمه خدايـــــي! ياد بيگير جنيفر من نصف توام از اين جلف بازيا در نميارم ... مگه ما ايرونيا چيمون از اين تهاجم فرهنگيا كمتره؟؟!
در همين رابطه ستاد مبارزه با ما تحت جنيفر لــوپز در ايران يه طرح پيشنهادي براي خوانندگان ايراني مقيم لوس آنجـلس ارائه داده كه با بيمه كردن اعضاء خوش تركيب بدن خود مشت محكمي بر دهان شوهر جنيفر لوپز و استكبار جهاني زده و پرچم پر افتخــــار ايران را يك بار ديگر به اهتزاز در بياورند ...
طرح پيشنهادي:
? . شهرام شب پره بيمه پشت مو.
? . حسن شماعي زاده بيمه دماغ.
? . ويگن بيمه دندان.
? . محمد خرداديان بيمه النگو.
? . شهرام كاشاني بيمه گردن.
? . شهبال شب پره بيمه سيبيل.
? . ناهيد بيمه پستان.
? . سياوش قميشي بيمه عينك شب.
? . داوود بهبودي بيمه لهجه.
?? . سوزاك روشن بيمه لب و دهن.
از همينجا از طرح پيشنهادي شما براي ساير خوانندگان استـقبال ميكنيم ...
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 2:20  توسط علیرضا
|
سلام دوستان آقا من بازم لینک دادم به یکی از دوستای باحالم که وبلاگش در رابطه با آذربایجانیهای غیور میباشد که اسمشم به ترکی میشه (بوزقورد)که اگه درست معنی کرده باشم میشه گرگ خاکستری امیدوارم که در تمام زندگیش موفق بشه 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 23:14  توسط علیرضا
|
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:26  توسط علیرضا
|
دوره ي سربازی:
• موهات رو بلند نکن
• روت رو زياد نکن
• از اوامر سرپيچی نکن
• فرار نکن
• با اسلحه شوخی نکن
• غيبت نکن
• به آينده فکر نکن
• درگيری ايجاد نکن
• به فرمانده بیاحترامی نکن
• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن
• با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن
• اعتراض نکن
• با دختر شمسی خانوم نامهنگاری نکن
• از تلف شدن وقتت ناله نکن
• از آشپزخونه دزدی نکن
۷- دوره ي شوهر بودن:
• با زنت شوخی نکن
• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن
• به زنت خيانت نکن
• با دوستانت الواتی نکن
• تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن
• به زنهای ديگه نگاه نکن
• موبايلت رو قايم نکن
• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
• پولت رو خرج دوستات نکن
• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
• غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن
• ريسک نکن
• بدون اجازهء زنت هيچ کاری نکن
۸- دوره ي پدر بودن:
• بچّه رو تنبيه نکن
• به بچّه بیتوجّهی نکن
• بچّهت رو با بچّههای ديگه مقايسه نکن
• به بچّه توهين نکن
• بچّه رو از بازی منع نکن
• بچّهت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشويق نکن
• با بچّه کلکل نکن
• بچّه رو محدود نکن
• بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
• به مادر بچّه بیتوجّهی نکن
• بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن
• آزادی بچّه رو محدود نکن
• به حلالزاده بودن بچّه شک نکن
• از خواستهای بچّه چشمپوشی نکن
• جلوی بچّه با مادر بچّه ... نکن
۹-
دوره ي پيری:
• برای بچّههات مزاحمت ايجاد نکن
• نوههات رو لوس نکن
• با پيرزنهای ديگه معاشرت نکن
• به خاطراتت فکر نکن
• پولت رو خرج نکن
• هوس جوونی نکن
• غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
• با زنت بیوفايی نکن
• از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتی نکن
• لباس شاد تنت نکن
• به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
• تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
• از گذشته ناله نکن
• به هر کی رسيدی، نصيحت نکن
• به آينده فکر نکن
۱۰- دوره ي پس از مرگ !
• حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت میخواد بکن...
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 17:32  توسط علیرضا
|
شش سال اوّل زندگی:
• گريه نکن
• شيطونی نکن
• دست تو دماغت نکن
• تو شلوارت پیپی نکن
• مامانت رو اذيّت نکن
• روی ديوار نقاشی نکن
• انگشتت رو تو پريز برق نکن
• دمپايی بابا رو پات نکن
• به خورشيد نگاه نکن
• شبها تو جات جيش نکن
• تو کمد مامان فضولی نکن
• با اون پسر بیتربيته بازی نکن
• اسباببازیها رو تو دهنت نکن
• زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن
۲- دوره ي دبستان:
• موقع رفتن به مدرسه دير نکن
• پات رو تو جاميزی نکن
• ورقهای دفترت رو پاره نکن
• مدادت رو تو دهنت نکن
• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
• تخته پاککن رو خيس نکن
• حياط مدرسه رو کثيف نکن
• با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن
• دست تو کيف بغل دستيت نکن
• تختهسياه رو خطخطی نکن
• گچ رو پرت نکن
• تو راهرو سرو صدا نکن
• تو کلاس پچپچ نکن
• ATARI بازی نکن
۳- دوره ي راهنمايی:
• ترقّه بازی نکن
• SEGA بازی نکن
• جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن
• موقع برگشتن از مدرسه دير نکن
• تو کوچه فوتبال بازی نکن
• دست تو جيبت نکن
• با مامانت کلکل نکن
• تو کلاس صحبت نکن
• بعد از ظهر سروصدا نکن
• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
• اتاقت رو شلوغ نکن
• روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن
• عکس لختی تماشا نکن
• با بچّههای بیادب رفت و آمد نکن
• جرّ و بحث نکن
۴- دوره ي دبيرستان:
• با کامپيوتر بازی نکن
• تو حموم معطّل نکن
• تقلّب نکن
• با دوستات موتورسواری نکن
• عصرها دير نکن
• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
• با بابات دعوا نکن
• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
• تو خيابون دنبال دخترها نکن
• مردمآزاری نکن
• نصف شب سرو صدا نکن
• فيلم بد نگاه نکن
• وقتت رو با مجله تلف نکن
• چشمچرونی نکن
۵- دوره ي دانشگاه:
• رشتهای رو که دوست داری انتخاب نکن
• ۲۴ ساعته چت نکن
• سر کلاس درس غيبت نکن
• با دختر شمسیخانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
• خيابونها رو متر نکن
• تو سياست دخالت نکن
• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
• شب برای شام دير نکن
• با مأمور پليس کلکل نکن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
• موبايلت رو Reject نکن
• استادت رو اُسگل نکن
• حذف پزشکی نکن
• آستين کوتاه تنت نکن
• همه رو دودره نکن
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 17:30  توسط علیرضا
|
از خدا صدا نميرسد
اي ستاره ها كه از جهان دور
چشمتان به چشم بي فروغ ماست
نامي از زمين و از بشر شنيده ايد
درميان آبي زلال آسمان
موج دود و خون و آتشي نديده ايد
اين غبار محنتي كه در دل فضاست
اين ديار وحشتي كه در فضا رهاست
اين سراي ظلمتي كه آشيان ماست
در پي تباهي شناست
گوشتان اگر به ناله من آشناست
از سفينه اي كه مي رود به سوي ماه
از مسافري كه ميرسد ز گرد را ه
از زمين فتنه گر حذر كنيد
پاي اين بشر اگر به آسمان رسد
روزگارتان چو روزگار ما سياست
اي ستاره اي كه پيش ديده مني
باورت نميشود كه در زمين
هركجا به هر كه ميرسي
خنجري ميان پشت خود نهفته است
پشت هر شكوفه تبسمي
خار جانگزاي حيله اي شكفته است
آنكه با تو ميزند صلاي مهر
جز به فكر غارت دل تو نيست
گر چراغ روشني به راه تست
چشم گرگ جاودان گرسنه اي است
اي ستاره ما سلام مان بهانه است
عشقمان دروغ جاودانه است
در زمين زبان حق بريده اند
حق زبان تازيانه است
وانكه با تو صادقانه درد دل كند
هاي هاي گريه شبانه است
اي ستاره بورت نمي شود
درميان باغ بي ترانه زمين
ساقه هاي سبز آشتي شكسته است
لاله هاي سرخ دوستي فسرده است
غنچه هاي نورس اميد
لب به خنده وانكرده مرده است
پرچم بلند سرو راستي
سر به خاك غم سپرده است
اي ستاره باورت نميشود
آن سپيده دم كه با صفا و ناز
در فضاي بي كرانه مي دميد
ديگر از زمين رميده است
اين سپيده ها سپيده نيست
رنگ چهره زمين پريده است
آن شقايق شفق كه ميشكفت
عصر ها ميان موج نور
دامن از زمين كشيده است
سرخي و كبودي افق
قلب مردم به خاك و خون تپيده است
دود و آتش به آسمان رسيده است
ابرهاي روشني كه چون حرير
بستر عروس ماه بود
پنبه هاي داغ هاي كهنه است
اي ستاره اي ستاره غريب
از بشر مگوي و از زمين مپرس
زير نعره گلوله هاي آتشين
از صفاي گونه هاي آتشين مپرس
زير سيلي شكنجه هاي دردناك
از زوال چهره هاي نازنين مپرس
پيش چشم كودكان بي پناه
از نگاه مادران شرمگين مپرس
در جهنمي كه از جهان جداست
در جهنمي كه پيش ديده خداست
از لهيب كوره ها و كوه نعش ها
از غريو زنده ها ميان شعله ها
بيش از اين مپرس
بيش از اين مپرس
اي ستاره اي ستاره غريب
ما اگر ز خاطر خدا نرفته ايم
پس چرا به داد ما نميرسد
ما صداي گريه مان به آسمان رسيد
از خدا چرا صدا نمرسد
بگذريم ازين ترانه هاي درد
بگذريم ازين فسانه هاي تلخ
بگذر از من اي ستاره شب گذشت
قصه سياه مردم زمين
بسته راه خواب ناز تو
ميگريزد از فغان سرد من
گوش از ترانه بي نياز تو
اي كه دست من به دامنت نمي رسد
اشك من به دامن تو ميچكد
با نسيم دلكش سحر
شب به خير
فریدون مشیری
دوستای خوبم نظر یادتون نره
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:24  توسط علیرضا
|
دوباره یه شب پنجشنبه دیگه اومد و من به یاد تو خاطرات گذشته رو مرور می کنم چقدر سخته
نبودنت . و چه زیباست سفر کردن در خاطرات گذشته در کنار تو بودن این شعرو خودت بهم یاد دادی
کاش می شد عمر با تو رفته را در نوار زندگی تکثیر کرد یاد تو همیشه تو دل من زندست و باهاش
زندگی می کنم مطمئن باش هیچ وقت فراموشت نمی کنم .
همیشه به یاد تو
آلبوم خاطراتم رو ورق می زنم
وقتی به قسمتهایی می رسم که
تو هستی قلبم تند تند شروع می کنه به زدن
یه چیزی یه کسی توی سینم
انگار محکم قلبم و فشار میده
سینم داغ میشه میسوزه
یهو اشک تو چشام پر میشه
میخوام هر جا که هستی پیدات کنم
رو به روت وایستم
داد بزنم
این منماااااااااااااااااااااااااااااااا
همونی که همیشه دستت تو دستاش بود
همونی که همیشه سرش رو شونه هات بود
همونی که با هاش قسم خوردی
همونی که همیشه ......
خیلی سخته کی می فهمه من چی میگم
تو که بودی نمی فهمی چه برسه به یکی دیگه
دیگه خسته شدم ادای آدمای بد و در آوردم
همیشه تو دلم دعات می کنم
نفرینت نمی کنم
تا سالم خدا بهم برت گردون
خدا یا مواظبش باش
دستت امانت
دیگه هیچی

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:23  توسط علیرضا
|
با سلام خدمت دوستان بچه ها هرکی پایست بگین تا بهم لینک بدیم منتظر پیامتون هستم
همتونو دوست دارم تا بعد
+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 3:54  توسط علیرضا
|
ای که نداری زجهان جز گله نیست تو را یک سر مو حوصله
روی تو هر جا نگرم در هم است قلب تو پیوسته قرین غم است
بس که تو را هست غم بی شمار گشته ای افسرده و زار و نزار
خواهی اگر قلب تو روشن شود پیش تو عالم همه گلشن شود
در گذر از غصهو از اشک و آه خنده بکن از ته دل قاه قاه !!!
خنده به قلب تو صفا می دهد خنده به چشم تو ضیا میدهد
خنده به روی تو آب و رنگ می شوی اندر بر مردم قشنگ
خنده به هر لب که عیان می شود گر که بود پیر جوان می شود
خنده ز تن دور کند درد را خنده کند سرخ رخ زرد را
بین دو لب خنده چو گرددعیان غصه و غم را ببرد از میان
فایده خنده بود بیشمار چون من آزاده در این روزگار
ترک غم رفته و آینده کن خنده کن و خنده کن و خنده کن
+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:9  توسط علیرضا
|